عبد الله الأنصاري الهروي
مقدمه 49
طبقات الصوفية ( فارسي )
تأكيد مىكند كه « شيخ بوالقاسم بو سلمهى باوردى و بوالحسن بشرى مرا از وى حكايت بسيار كردهاند و سخن بسيار نيكو در معاملت » و پنج جمله از سخنان و تعاريف او را به دنبال اين سخن ذكر مىكند 38 اطلاعاتى كه دربارهء بو عبد اللّه خفيف ، استاد و پير شيخ ابو الحسن بشرى ، در طبقات الصوفية آمده است بىترديد بيشتر آن مبتنى بر گفتهها و حكايات ابو الحسن بشرى سجزى است 39 . روايت يك حديث از رسول اكرم ( ص ) با اسنادى كه از ابو الحسن بشرى آغاز مىشود در طبقات الصوفية آمده است 40 . به اين ترتيب درمىيابيم كه مراد پير هرات از ثقه بودن ابو الحسن بشرى در نقل حكايات و سخنان مشايخ چه بوده است ، و ناگزير كسب اين اطلاعات از وى طى زمان صورت گرفته است كه خود گوياى استمرار ديدار و صحبت خواجه عبد اللّه با وى است . بو نصر قبانى پير هرات به هنگام ذكر شيخ بو عبد اللّه با نيك از بو نصر قبانى به نام پير خويش ياد كرده است . در مقامات ذكرى ازو نشده است و در نفحات الانس به نام پير شيخ الاسلام از وى ياد نشده است ؛ و در اين كتاب بو نصر قبانى شاگرد شبلى خوانده شده است 41 . بو نصر قبانى بو عبد اللّه با نيك و بو عمر واكاف را ديده بود و بو عمر واكاف خود به ديدار جنيد نائل آمده بود . وى محدث بود و پير هرات نزد او حديث خوانده بود . هم او حكايت كوتاهى از بو عبد اللّه با نيك دربارهء شبلى و جنيد براى خواجه عبد اللّه نقل كرده است 42 و همچنين او از گفتهء بو عمر واكاف ، جواب جنيد را به سؤالى دربارهء فقر و غنا براى پير هرات باز گفته است 43 . شيخ احمد كوفانى در نفحات تقريبا چهار جمله دربارهء او آمده است : خادم عمو بود ، پيران